
سر کاریم..
یک شهروند بیکار:خواب دیدم عده ای جمع شده اند یک جا که درباره مشکل بیکاری و اشتغال حرف بزنند و برنامه ریزی و خلاصه کار کنند اما بعد از مدتی دیدم که خودشان هم بیکارند و دیگر جلسات تشکیل نمی شود . به نظر شما تعبیر خواب من با کدام یک از موارد زیر ارتباط دارد ؟
1- علت بیکاری شورای مذکور این است که ملت همه شان سرکارند !
2-علت بیکاری شورای مذکور و عدم تشکیل جلساتشان این است که خودشان رفته اند سر کار.
3- یاچی ؟
تعبیر خواب : آن عده ای که شما در خوابتان دیده اید ، اعضای "شورای عالی اشتغال " هستند . آن طور که ما هم مطلعیم اعضای این شورا خودشان هم شش ماه است که بیکارند ! البته به این معنا که در راستای مبارزه با بیکاری کا ر خاصی نمی کنند و جلساتشان تعطیل شده . حالا اینکه علتش سرکار بودن ملت است یا خودشان اطلاعی نداریم !
این هلو و این گلو!
احمدی نژاد در برنامه زنده تلویزیونی گفت : " آقای لنکرانی – وزیر بهداشت – مثل هلو می مونه ، آدم می خواد بخوره این جوون را ! "
در این میان...
- اصولا هلو به چه معناست ؟
-آیا کابینه جای آدم های هلوست یا شایسته و اینکه اصولا هلو بودن ، جزو شایستگی افراد محسوب می شود یا برعکس ؟
- هلو را باید خورد یا برکنار کرد ؟
- آیا بار هلو ، محموله سیاسی محسوب میشود ؟
- بار شفتالو چطور ؟
- آیا گران فروشی در معامله هلو در میادین میوه و تره بار ،"جنایت جنگی" است یا "جنایت علیه صلح" یا "نقض قوانین حقوق بشر" یا ؟
- در معاهدات بین المللی عبارت "این هلو و این گلو" به چه معناست ؟
خوبتان شد ؟!
می گویند چوب خدا صدا ندارد ، همین است . این روس ها این همه سال هی لیز خوردند آمدند پایین ، تیکه تیکه کشور ما را عینهو کیک خوردند . تو ترکمنچای و گلستان ،قفقاز و آذربایجان را به نام خودشان زدند. توپولوف و آنتونف و چند هواپیمای "اوف" دیگر در پاچه مان فرو کردند.
مجلس را به توپ بستند. حکومت ها را ملعبه خودشان کردند . شاه وشاهزاده را پناه دادند . و خلاصه هی در امور داخلی ما دخالت کردند تا این بلا سرشان آمد و در سینماهایشان تخته شد . راستش همه جای دنیا ،بحران مالی به کمر خودروسازی،بانک و مسکن می زند ،توی روسیه زده به سینماها و 43 سینما درشان تخته شد . تازه چند روز قبل هم که یک نیروگاهشان منفجر شد. چند ماه دیگر هم که زمستان شروع بشود توی سیاه سرما باید بید بید بلرزند تا بلکه آدم بشوند ؛ هر چند بعید است.این کارها عاقبت ندارد.25 سال ÷یش یادتان رفته ؟! همان موقع که بهتان می گفتند شوروی.بعد یکهویی 15 تیکه شدید. دیدید از لنین و استالین به پوتین رسیدید ؟ فردا هم لابد می رسید به دمپایی و کفش تابستانی...
یک نکته ماه رمضانی :طرح اکران فیلم ها از افطار تا سحر آغاز شد و قیمت ها هم که از ماه قبل دو برابر شده بود،نصف شد تاهمه احساس ارزانی کنند . البته در اجرایی شدن این طرح ، تلویزیون ملی هم نقش فعال یا بهتر بگوییم غیرفعالی را بازی کرد و چون هیچ سریال و برنامه به دردبخورب را برای این ماه برنامه ریزی نکرده بود باعث سد تا ملت با خیال راحت قید تلویزیون را بزندد...
در بوفه ها به جای چیپس و تخمه ، بساط زولبیا بامیه،حلیم و آش راه افتاده که به صرفه تر است....
.
.
.
.
بعد از تمام گله ها : گوش کن دورترین مرغ جهان می خواند... شب سلیس است و یکدست و باز... شمعدانی ها... و صدا دار ترین شاخه فصل ‚ ماه را می شنوند... پلکان جلو ساختمان... در فانوس به دست و در اسراف نسیم... گوش کن جاده صدا می زند از دور قدمهای تو را... چشم تو زینت تاریکی نیست... پلکها را بتکان کفش به پا کن و بیا... و بیا تا جایی که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد... و زمان روی کلوخی بنشیند با تو... و مزامیر شب اندام تو را مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند... پارسایی است در آن جا که تو را خواهد گفت... بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است
حرفهای نشدنی : كاش كاش دريا كمي با مرداب مهربانتر بود و با هر موجي كة بة سوي ساحل روانة مي كرد ان قدر ركود و مردكي مرداب را بة رخش نميكشيد. كاش باران كوشة جشمي هم بة كوير داشت و با نم نمش شرارةاي از اتش وجود سوزان كوير را خاموش مي كرد. كاش كل سرخ مغرور نبود و محبتش را سر خاب كونة هاي رنك بريدة ياس مى كرد. كاش قاصدك در ان سوي قفس ، ميهمان لحظة هاي تنهايي يك قناري مي شد. كاش شاعران بة جاي بلبلان خوش اواز ؛ يادي هم از ان كلاغ بيري مي كردند كة بر روي شاخة خشكيدة درختان بة همنوايي بة باييز برداختة بود و با قار قارش بة تنهايي هاي باييز باسخ مي كفت
بدون ارتباط : زاینده رود یادش بخیر...سهراب کجایی... آب را گل نکنید شاید.....
تشکر : تشنگی سخت خدا...تشنه آب،تشنه راستی ،تشنه صداقت ،تشنه محبت،تشنه دوست داشتن ،تشنه عشق...
دلمشغولی : چه فراموشی دردناکی...آی مردم که بر ساحل نشستین ...

