تبليغاتX
کاغذ بی خط...
اندیشه برده حیات و حیات مورد تمسخر زمان است...
دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 20:32

با اهدای جایزه آزادی مطبوعات سال ۲۰۰۷ اعلام شد

: لغو حکم اعدام عدنان حسن پور، آسو صالح

عصر روز چهارشنبه ۲۰ فوریه، مراسم اهدای جایزه آزادی مطبوعات سال ۲۰۰۷، از سوی سازمان گزارشگران بدون مرز شاخه سوئد، طی مراسمی در سالن مطبوعات وزارت امور خارجه سوئد و با حضور نزدیک به‌ هفتاد شخصیت سیاسی، روزنامه‌نگار و نویسنده‌ در استکهلم به "عدنان حسن‌پور" روزنامه‌نگار زندانی کرد برگزار شد. در یک گوشه‌ از سالن، تصاویر بزرگ عدنان و برخی از اعضای خانواده‌اش، بر پرده‌ نشان داده‌ می شد و در گوشه‌ دیگر، ماده‌ نوزدهم اعلامیه‌ جهانی حقوق بشر در پای فشاری از حق آزادی بیان و نشر با خطوطی درشت و خوانا خودنمایی می کرد.
از آنجا که‌ هیچکدام از اعضای خانواده‌ او امکان مسافرت به‌ سوئد را پیدا نکرده‌ بودند، "ناصر سینا"، ژورنالیست و تهیه‌کننده‌ برنامه‌های بخش کردی رادیو بین‌المللی سوئد، به نمایندگی از سوی خانواده حسن پور، این جایزه را دریافت کرد.
در این مراسم ابتدا خانم "گوننل ورنر"، رئیس سازمان گزارشگران بدون مرز شاخه سوئد، با اشاره به انتقاد کتبی سفیر ایران در سوئد مبنی بر اینکه‌ اتهامات عدنان حسن پور مطبوعاتی نیست و در نتیجه‌ او شایستگی‌ دریافت این جایزه‌ را ندارد اظهار داشت: "ما به سفیر ایران در کشورمان پاسخ دادیم که تاکنون هیچکدام از این اتهام‌ها ثابت نشده است اما آقای سفیر برخلاف نامه‌ خود که‌ آن را عمدا منتشر کرد، نه‌ تنها نامه‌ ما را منتشر نکرد‌ حتی پاسخی هم به‌ آن نداد. همین ما را بر دادن این جایزه بیشتر تشویق کرد." وی با تاکید بر روزنامه‌نگار بودن عدنان حسن پور گفت‌ "واکنش مقامات ایران بوضوح نشان می‌دهد که اعتراض‌های جهانی به نقض حقوق بشر در ایران، بی‌تاثیر نیست".
خانم "کارینا روتبری"، نویسنده‌ و روزنامه‌نگار سوئدی نیز که‌ در مورد کوتاهی توانسته‌ است بیش از شش هزار امضا در اعتراض به صدور حکم اعدام عدنان حسن‌پور در پلاتفورم کامپیوتری فیس بوک جمع آوری کند طی سخنانی گفت: "من مطمئن هستم که‌ با ادامه این اعتراض‌ها هم میتوان جان آدم‌ها را در کشورهایی که حقوق بشر را پایمال میکنند نجات داد. دولتمداران باید بدانند که‌ حلقه‌‌های وسیع و درهم تنیده‌ ارتباط اینترنتی را نمیشود دست کم گرفت."
"کوردو باکسی"، نویسنده‌ و روزنامه‌نگار سرشناس کرد‌ نیز در سخنان خود ضمن ارائه‌ کارنامه‌‌ای از فعالیتهای فرهنگی و مطبوعاتی عدنان حسن پور، دولت سوئد را به‌ خاطر کوتاهیش در دفاع از رعایت حقوق بشر در کشوری چون ایران مورد انتقاد شدید قرار داد. وی از جمله‌ گفت: "کارل بیلد وزیر امور خارجه‌ سوئد با منوچهر متکی وزیر امور خارجه‌ جمهوری اسلامی ارتباط بیشتر و نزدیکتری دارد تا با همتای نروژی خود. این نوع روابط بی گمان روی مسائل حقوق بشری سایه می‌اندازد. آیا وزیر امور خارجه‌ دولت سوئد میترسد که‌ حسنپور تروریست باشد؟"
آنگاه‌ ناصر سینا پیام ضبط شده‌ "لیلی حسن‌پور"، خواهر عدنان را که به زبان کردی در سالن پخش شد، به زبان سوئدی برای حاضران در جلسه، ترجمه‌ کرد.
او خود نیز طی سخنانی با اشاره به اتهام‌های مطرح شده‌ در مورد عدنان حسن‌پور گفت "به‌ گفته صالح نیکبخت وکیل عدنان، حداقل یکی از اتهام‌های او مطبوعاتی است و به‌ همین خاطر به‌ پرداخت جریمه‌ای به‌ مبلغ دویست هزار تومان محکوم شده‌ است." او با خوشبینی اظهار داشت که‌ حکم اعدام روزنامه‌نگار نامبرده‌ اخیرا به‌ دنبال اعاده‌ دادرسی و تائید سه‌ قاضی تعیین شده‌ از سوی شاهرودی، رئیس قوه‌ قضائیه‌ کشور دیوان عالی کشور، لغو شده‌ و به‌ وکیل او گفته‌‌اند که‌ حکم صادر شده‌ اعدام، منطبق با اتهامات نامبرده‌ نیست و حسنپور محارب محسوب نمی شود. به‌ همین جهت پرونده‌ بار دیگر به‌ دادگاه‌ فرستاده‌ می شود تا تصمیم مناسب دیگری اتخاذ شود. او گفت علت اینکه‌ این خبر تاکنون اعلام نشده‌ این است‌ که‌ وکیل پرونده‌ نگران بوده‌ که‌ اعلام چنین خبری، پرونده‌ قتل موکل دیگر وی، ابراهیم لطف‌اللهی را تحت شعاع خود قرار دهد.
در پایان جلسه‌ رئیس سازمان گزارشگران بدون مرز، شاخه‌ سوئد بار دیگر از دولت متبوع خود درخواست کرد تا ازتلاش برای نجات جان عدنان حسنپور و سایر روزنامه‌نگاران دربند، کوتاهی نکند
http://news.gooya.com/politics/archives/2008/02/068346.php

منبع:اخبار رسانه های داخلی

نوشته شده توسط سمیرا سجادی | موضوع: | لینک ثابت |
یکشنبه پنجم اسفند 1386 ساعت 11:40
روزنامه‌نگاران/خبرنگاران سه دسته‌اند؛ دستهء اول، دستهء دوم، دستهء سوم. دستهء سوم، دو گروه‌اند: گروه اول، گروه دوم. گروه دوم، همیشه می‌میرند، و در سکوت بدرقه می‌شوند.
لیلا صمدی را فقط به شنیدن اسم‌اش از بعضی دوستان، و گاه گاهی نوشته‌ای در سایت‌ها می‌شناسم. می‌شناختم؛ فوت کرده است.
فکر می‌کنم، وقتی که از «ما» کسی می‌میرد، نباید فکر کرد به این‌که دوست بود یا نبود، تاثیرگذار بود یا نبود.{و مگر حد و مرز تاثیر را چه چیزی چه کسی تعیین می‌کند؟ از صدقه‌سری باندبازی‌ها، امروز و همیشه، هستند دخترکان زیبا رو و پسرکان دلال، که تنها نام روزنامه‌نگار را یدک می‌کشند و لابد که تاثیرشان غیرقابل انکار است؛ این عده دارند روزبه روز بیش‌تر می‌شوند}
هر مرگ، یکی را با خود می‌بَرَد. بدرقهء هر مرگ، گاهی فرصتی‌است برای بازماندگان، که عمر ِ عزیزشان را هدر فرض نکنند، به خود ببالند، اندکی شاد شوند. بدرقه برای هر مرگ، نوعی نگاه صنفی‌است. برای رفته، سودی ندارد، برای زنده‌ها، تکرار نام «روزنامه‌نگار/خبرنگار»، حتی اگر در بدرقهء کسی باشد که نمی‌شناسیم‌اش، فرصتی‌است که به ادامهء خودمان می‌دهیم؛ فرصتی برای به رخ کشیدن شغلی که شاغلان‌اش یا خانه‌نشین‌اند یا مهاجر شهرهای دیگر، عده‌ای هم با سیلی ِ روزنامه‌های فرسایشی و نداری ِ خبرگزاری‌ها روزگار را می‌کُشند.
ما، ریز و درشت، معروف و غیر معروف، بیرون و درون هر باند و دسته، آن‌قدر زیاد نیستیم که حتی خودمان در برابر روزگار خودمان سکوت کنیم.
کاش مسوولان ایرنا، بیش از
یک خبر، برای همکارشان وقت بگذارند.
ليلا صمدی متولد ‪ ۱۳۵۴‬در شهر نهاوند، دانش‌آموخته رشته خبرنگاری با گرايش اجتماعی از دانشكده خبر بود. از نيمه اول سال ‪۷۶‬ در ايرنا مشغول به كار شد و با سایت‌ها و نشریات مختلف نیز در حوزه‌های اجتماعی و زیست محیطی، از جمله مسایل مربوط به سد سیوند، همکاری کرد. و... جمعه شب، در بیمارستان رویال تهران بر اثر سکتهء مغزی درگذشت.
روح‌اش شاد و خاک‌اش بقای بازماندگان‌اش. 
نوشته شده توسط سمیرا سجادی | موضوع: | لینک ثابت |
شنبه چهارم اسفند 1386 ساعت 10:6

ترانه سيال سبز پيوستن

برای مردم شهر

نه چشم تو

ای خوبتر ز جنگل کاج 

اينک برهنه تبرست     

با سبزی درخت هياهويت

 

روايت غريبي است تاريخ سرزمين مادری را می گويم.اين گهواره مردان و زنان  اساطيری و نامهايی که شايد اسطوره نبودند و اسطوره نماياندند

 

دیدگاه شما دوست عزیز چیست؟منتظر پاسخ تو هستم...

نوشته شده توسط سمیرا سجادی | موضوع: | لینک ثابت |
پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 18:57

پایان تلخ سنتوری نتیجه ی بهانه جویی های ارشاد

پایان تلخ سنتوری ، سنتوری لو رفت ، از بین رفتن امید مهرجویی برای اکران سنتوری ، خداحافظ سنتوری ، سنتوری کنار خیابان و ...

اینها تیترهای خبرگزاری هایی بود که مثل بقیه مردم ، این اتفاق را پیش بینی نمیکردند

نمیشه حدس زد فرازمند و مهرجویی وقت این خبر رو شنیدن چقدر متعجب و ناراحت شدند. تمامی زحمات آنها و دیگر عوامل به هدر رفت و میلیون ها تومان به جیب قاچاقچیان و به قول برخی دوستان لاشخوران رفت.

شاید به جرات بتوان گفت برای هیچ کارگردان و تهیه کننده ای نمیتواند اتفاق بدتر از این رخ بدهد.

سنتوری ابتدا به جشنواره بیست و پنجم رفت البته از همان ابتدا گیر دادن به این فیلم شروع شد و کمی دیر در جشنواره اکران شد.

چند ماه پیش وقتی تنها چند روز تا اکران عمومی سنتوری فاصله بود ، وزارت ارشاد اعلام کرد این فیلم غیر قابل پخش است و باید اصلاحاتی در آن انجام شود.

ابتدا به صدای محسن چاووشی ایراد گرفتند ، شاید فکرش را هم نمیکردند مهرجویی خیلی زود این مشکل را حل کند. از صدای بهرام رادان به جای چاووشی استفاده شد و فرازمند اعلام کرد اصلاحات مورد نظر وزارت ارشاد انجام شده است.

اما این بار اعلام کردند فیلم دارای مشکلاتی است که البته هیچگاه به وضوح اعلام نشد این مشکلات چیست.

هر سایت و هر خبرگزاری ، دلایلی را اعلام کرد:

۱.مسئولان این فیلم رو توهین به آیت الله خامنه ای دانستند شکستگی یکی از دستان علی سنتوری هم این استدلال رو تقویت کرد ولی بعید به نظر میرسد چنین چیزی حقیقت داشته باشد.

۲.استفاده از عبا توسط علی یکی دیگر از این گمانه زنی ها بود.

۳.انتقاد از وضعیت موسیقی کشور و ندادن مجوز به خوانندگان و خشن و دروغگو خواندن جامعه و گفتن اینکه این مملکت جوانان رو معتاد میکنه از دیگر دلایل ذکر شده بود که البته احتمال اینکه دلیل توقیف فیلم این باشد بسیار زیاد و بیشتر از سایر گزینه هاست.

و دلایل دیگری که ذکر شد.

اما اکران خصوصی فیلم برای مسئولان نیروی انتظامی بسیار جالب بود.

فیلم در کانادا و چند کشور دیگر اکران شد و مورد استقبال قرار گرفت و گویا فقط ایرانیان داخل کشور حق دیدن این فیلم را نداشتند و باید حسرت میخوردند که چرا بلیط سنتوری در جشنواره را نخریدند!

اکثر کارشناسان و صاحب نظران معتقدند اگر این فیلم اکران میشد قطعا فروش فوق العاده ای داشت و حتی برخی به کنایه میگویند مسئولان ترسیدند سنتوری رکورد فروش اخراجی ها را بزند!

اخباری هم شنیده میشه که گویا فرازمند و مهرجویی قصد دارند از وزارت ارشاد شکایت کنند تا وزارت ارشاد دلایل توقیف فیلم را مطرح کند.

به درخواست و پیشنهاد گروه ادب و هنر روزنامه اعتماد ملی ، شماره حساب فرازمند و مهرجویی اعلام شد تا هرکس که cd یا dvd فیلم رو خریده مبلغی رو هم به حساب این دو نفر واریز کنه.

البته مهرجویی در مصاحبه با اعتماد ملی گفته مردم بدانند ما محتاج نیستم و تمامی مبالغ صرف امور خیریه خواهد شد.

شماره حساب: 0116407795 (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد 032)

نوشته شده توسط سمیرا سجادی | موضوع: | لینک ثابت |
پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 10:56
امام خمینی:بایدبه اشخاصی که احتمال انحراف عقیدتی واعمالی و

یا اخلاقی باعث می شودکه به چنین اشخاصی اعتمادنمی شود کرد

ورای به آنان موجب مسولیت خواهدبود.

آیت الله خامنه ای:آن کسی که تقوای لازم راندارد واهل معنویات نیست

واهل دنیاست وفقط برای نام ونشان واستفاده شخصی این مسولیت

را می خواهد او لایق وشایسته این کارنیست. 

نوشته شده توسط سمیرا سجادی | موضوع: | لینک ثابت |
چهارشنبه یکم اسفند 1386 ساعت 14:25
در پی شایعه بمب گذاری در یکی از خبرگزاری های وابسته به دانشگاه آزاد ماموران پلیس آن محل را محاصره کردند اما در بازرسی از محل بمبی یافت نشد.

فردی ناشناس با تماس به این خبرگزاری اظهار کرد که در ان خبرگزاری بمب کار گذاشته .

احتمالا این بمب یک بمب خبری بوده...

نوشته شده توسط سمیرا سجادی | موضوع: | لینک ثابت |