تبليغاتX
کاغذ بی خط...
اندیشه برده حیات و حیات مورد تمسخر زمان است...
سه شنبه نهم تیر 1388 ساعت 18:55

سكوت كلمات
مرا در خود گرفته اند
اي مردمان
صداي مرا ميشنويد
كه بسوي شما ميآيد
كلمات را ميشناسيد
كه انباشته از سكوت
من هستند
ولي ديرگاه خواهد بود
آن روزي كه به سراغ من مي آئيد
من روي به سوي ديگر
خواهم داشت

و شما بيهوده
در سكوت كلمات
صداي مرا جستجو خواهيد
كرد

سكوت كلمات
مرا در خود گرفته اند
اي مردمان
صداي مرا ميشنويد
كه بسوي شما ميآيد
كلمات را ميشناسيد
كه انباشته از سكوت
من هستند
ولي ديرگاه خواهد بود
آن روزي كه به سراغ من مي آئيد
من روي به سوي ديگر
خواهم داشت

و شما بيهوده
در سكوت كلمات
صداي مرا جستجو خواهيد
كرد

نوشته شده توسط سیده سمیرا سجادی | موضوع: | لینک ثابت |
شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 ساعت 22:8

تاريخچه‌ي ايجاد ارتباط به شكل امروزي به اوايل قرن 19 و كشف الكتريسيته و خاصيت انتقال آن به‌صورت سيگنال و علامت برمي گردد كه از طريق آن براي اولين بار يك پيام فرستاده شد و تلگراف اولين وسيله‌اي بود كه براي ارسال اين شيوه از پيام، در دنياي مخابرات مورد استفاده قرار گرفت.

روابط عمومي  نیزبه مفهوم امروزين آن تا قبل از جنگ‌جهاني دوم در ايران پديده و حرفه اي ناشناخته‌بود . اما در دوران جنگ ‌جهاني دوم كه سالهاي اشتغال و هيجان ملت براي ملي‌شدن صنعت نفت بود لزوم وجود اداره‌ي واحدي به منظور رساندن كارها و برنامه هاي هر مؤسسه به مفهوم واقعي آن احساس و ثابت شد ، آنچه اكنون به عنوان روابط عمومي چه از نظر اصطلاح و چه از نظر حرفه روابط عمومي باز مي شناسيم براي نخستين بار در شركت ملي نفت ايران ايجاد شده است . در واقع تحولات روابط عمومي در ايران بسيار سريع بود تقريباً دو سال بعد از تأسيس اولين روابط عمومي در شركت ملي نفت انجمن روابط عمومي و بعد از آن هم دانشكده علوم ارتباطات بوجود آمدند .

 اما پس از پيروزي انقلاب اسلامي دولتمرادان و مديراني كه در ابتدا مسووليت اداره سازمانها را پذيرفته بودند با توجه به وجود عوامل گوانگون ، چندان توجهي به فعاليت‌هاي روابط عمومي نكردند . و به تدريج كه كارها و مؤسسات به روال عادل خودبازگشت ، كمبود فعاليت‌هاي روابط عمومي در آن احساس شد .

اما به نظرم به وجود چنین روز باید کمی بشتر در مسایل تئوریک و فنی مربوط به ارتباطات بیاندیشم و ببینیم جایگاه ما در آموزش و مسایل فنی ارتباطات کجاست؟

ببینیم آیا این دانشگا های کم عدد و این کتاب های ترجمه جوابگوی ما در دنیای ارتباطات فعلی خواهد بود؟

شاید این یک روز در یک سال که به یاد ارتباطات و ارتباط گر ها و جامعه اطلاعاتی می افتیم فرصت خوبو مغتنمی برای خوب اندیشیدن نیز باشد، برای استفاده از استادان گران سنگی مانند استاد معتمد نژاد که حرف های شنیدنی در خصوص آموزش ارتباطات دارد البته اگر گوش شنوایی باشد!....

در این روزها که انتخابات ریاست جمهوری را در پیش داریم هر یک از وسایل ارتباطی از جمله همین وبلاگ ها می توانند نقش اساسی در هر چه بهتر برگزار شدن این دموکراسی ملی ...را ایفا کنند....

نوشته شده توسط سیده سمیرا سجادی | موضوع: رسانه | لینک ثابت |
پنجشنبه ششم فروردین 1388 ساعت 10:19
دوست عزیزم

گل گندم جان

درگذشت مادر عزیز و بهتر از جانت را تسلیت می گویم...

گندم عزیز همدلی من رو هم بپذیر..........

روحش شاد...

نوشته شده توسط سیده سمیرا سجادی | موضوع: | لینک ثابت |
یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 ساعت 12:58

 

G       PG     PG-13

  R         NC 17      

 

   

 

 از همان  سالهایی که سینما توانست به عنوان یک صنعت پیشرو و تأثیر گذار در جوامع مختلف مطرح شود، درجه بندی فیلم ها هم معنی پیدا کرد. طبیعی بود که بنا بر ژانرهای مختلف در سینما ، می شد انتظار داشت که همه فیلم ها برای کودکان و نوجوانان ذیا افراد مسن قابل دیدن نباشند . ترویج برخی مسائل غیر اخلاقی و رعایت نشدن بعضی اصول در فیلم ها جوامع را بر این داشت که قانون سانسور را تدوین کنند.

هر چند اولین بار در فرانسه جدا کردن فیلم ها بر حسب موضوع و مخاطب در سال 1907 صورت گرفت اما در سال 1929 ، مجلس آمریکا طرحی را برای سانسور فیلم تدوین کرد و یک سال بعد آن را تصویب کرد ؛ اتفاقی که سبب شد پس از آن بسیاری از کشورها هم به تبع آن قوانینی را برای منع نمایش فیلم برای افراد زیر 19 سال تصویب کنند و از این پس بود که فیلم ها بر اساس میزان خشونت ،نمایش صحنه های غیر اخلاقی ، به کارذ بردن الفاظ رکیک و حتی نشان دادن صحنه های استفاده از مواد مخدر برای سنین مختلف طبقه بندی شدند ؛ هر چند یادمان باشد که این درجه بندی تابع قوانین ،فرهنگ و آیین های هر کشور بوده و بدیهی است که هر کشوری براساس ارزش ها و باورهای اخلاقی این درجه بندی را انجام می دهد.

شاید اولین با به شکل جدی در کشور ما ،درجه بندی فیلم های سینمایی در زمان نمایش فیلم "مصائب شیرین" به کارگردانی  علیرضا داوودنژاد مطرح شد. در زمان مطرح شد که دیدن این فیلم برای افراد زیر 18 سال ممنوع است. اما این امر هیچ کاه حالت رسمی به خود نگرفت .

در3-2 دهه اخیر ، سیاست مسؤولان سینمایی در ایران بر این اصل استوار بوده که هر فیلمی که از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد قابل نمایش قلمداد شود و پروانه نمایش بگیرد ، تماشایش برای رده های مختلف سنی ممنوعیتی ندارد.

با این حال ، امسال در یک اقدام مناسب در زمان برپایی جشنواره فیلم فجر، چند فیلم برای تماشاگران درجه بندی شدند و با علامتPG-13  مشخص شدند.

و اما در  تلویزیون به عنوان یک رسانه ملی که هر روز میلیون ها تماشاگر دارد ، ما شاهد فیلم های سینمایی و سریالهایی هستیم که بدون هیچ هشداری روی آنتن می روند؛ سال گذشته شاید سریال ساعت شنی که به موضوع رحم های اجاره ای پرداخته بود -  این هشدار را در ابتدای سریال عنوان می کرد اما پخش آن در ساعت 8 شب این امکان را از خانواده ها سلب کرده بود که این قواعد را رعایت کنند.

خیلی از فیلم هایی که از تلویزیون پخش می شود متأسفانه بدون هیچ دید کارشناسانه پخش می شود.

همانطور که جامعه شناسان و روانشناسان ، دسته بندی برنامه های تلویزیونی را عامل کاهش خشونت میدانند بسیاری از فیلم سازان و منتقدان سینما بر این امر تأکید می کنند.

در این روزها ، که با روزهای آغازین سال روبرو هستیم   تلویزیون  برنامه ها و فیلم های مختلفی را آماده پخش کرده ؛ فیل هایی که هر کدام درجه بندی خاصی برای مخاطبین دارد.

امیدواریم که این رسانه ملی در روزهای نوروز این اصول اساسی را رعایت کند و خود خانواده ها نیز این قواعد را رعایت کنند...

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط سیده سمیرا سجادی | موضوع: رسانه | لینک ثابت |
چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 ساعت 21:25

 

در جنگل شهر

مکان : مترو

یاد دوران کودکیم می افتم یادش بخیر کلاس اول بودیم و یک معلم داشتیم مهربان تر از....نامش مشکینی بود...هر هفته مسابقه صندلی برایمان می گذاشت روز شماری

می کردم تا اون روز برسد...

چه لذتی می بردیم....

همیشه هم بازنده می شدم آخه دلم نمییومد دوستام بدون صندلی ببمونن...

ولی باز هم منتظر هفته بعد می شدم...

1،2،3...صدای آهنگ....سکوت....یک نفر بی صندلی ماند...

مترو هم شده جریان همین صندلی بازی ؛من که امیدوارم واگن های ترخیص شده هر چه سریعتر به تهران برسند چون ممکن است آدم های زیادی در این مسابقه ببازند...

هیس س س س س  س....مسافران آماده....1،2،3...آهنگی شنیده نمی شود جز

همهمه ...شیرجه.....

چهره آدمهای بازنده دیدن داره ؛ نمیدونم باید تا چه زمانی به این همهمه و باختن ها عادت کنم.....

ملک جشنواره  بدون سلیمان...!!!

گفته اند به گفته ی نقالان که از دور دست ها خبر آورده اند از شهر دیوارهای بی انتها...که چاپارانی در حال حرکت به سمت سرزمین آریاییها هستند..

آنه حامل یک شاهکار فرهنگی هستند ،البته این به گفته خودشان هست ما که نمی دانیم شما چطور...

اما در میان را که هنوز چند ساتی نگذشته بود خانم آقای اسب به شوهر جان می گوید بچه در حال تولد است...

آقا اسبه هم که اهل خانه و خانواده هست به سرعت نور چاپار سوار عزیز را به سمتی پرت کرده و به سمت خانه رفته است...

اما نگران نباشید شاید کسی پیدا شد و دوباره آن رو از نو در کشور خودمان ساخت...

 

رفتن یا رفتن ؛مسئله این است...

میدانید چیست من از پیری  می ترسم ...نخندید این حرف جدی است...

می ترسم از این هم که هستم تنها تر شوم...می ترسم دوستان و رفیقان شفیقم را فقط در روز مرگم ببینم آن هم...

پیر زن در غربت رفت؛ غربتی که هیچ کس در آن جا نداشت....

مهری مهری نیا....

روحش شاد..

.................

.

.

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط سیده سمیرا سجادی | موضوع: | لینک ثابت |
یکشنبه ششم بهمن 1387 ساعت 18:23

فرزند بیشتر تکنولوژی برتر.........................

 

نوشته شده توسط سیده سمیرا سجادی | موضوع: یادداشتهای... | لینک ثابت |
شنبه بیست و هشتم دی 1387 ساعت 19:39

 

خبر اومد

خبر بد

در دروازه شکسته

یکی نیست از این غریبه ها بپرسه

جایی که همش پرنده است

دست صیاد عقب گلو می گرده

که بریزه قطره قطره گل قرمز گل خون


که بریزه قطره قطره گل قرمز گل خون

 

نوشته شده توسط سیده سمیرا سجادی | موضوع: یادداشتهای... | لینک ثابت |
دوشنبه شانزدهم دی 1387 ساعت 23:56

کاش می شد یک قدرت فوق العاده پیدا کرد؛یک قدرت افسانه ای؛از همان ها که در داستان های بچگی ما نقش اول بودند؛از همان ها که در یک چشم به هم زدن از مشرق زمین به مغرب می پریدند و از اقیانوس ها و کوه ها رد می شدند وبه آن کسی که کمک طلبیده بود، کمک می کردند، دستشرا می گرفتند و از دل آتش بیرون می آوردندش.این روزها خیلی دلم قدرتها می خواهد...

دلم می خواهد از اینجا و همین حالا قدم بردارم و به سرزمینشان برسم . دست یکی یکی آنها را بگیرم و بگذارمشان یک جای امن؛جایی که آتش و دود و خون و مرگ نباشد؛

جایی که گرم باشد، غذا باشد ،مادر باشد،پدر سالم باشد و.....بگذارمشان جایی که آسمان همیشه آبی باشد،دریایش بسته نباشد و راه باز باشد.

همه باشند؛کنار هم، قایم باشک بازی کنند،پاستیل نوشابه ای بخورند و بخندند.بله دوست دارم بخندند،بچه های غزه این روزها به خنده احتیاج دارند.....

.

.بعد از تحریر:من نه به دموکراسسسسسسی کار دارم و نه به حقوق بشششششر....

 

همین وبس....

دیگر جایی برای حرف باقی نمی ماند....

.

.

.

 

نوشته شده توسط سیده سمیرا سجادی | موضوع: یادداشتهای... | لینک ثابت |
جمعه ششم دی 1387 ساعت 18:18

 

امشب دل هيچ عاشقی بی غم نيست /  اندوه بريدن از عزيزان کم نيست

امشب دل ما گرفته،  اما جايی  / دلگيرتر از خرابه‌ های بم نيست.

تمام ستون های بدنم می لرزد دلیلش را نمی دانم...

وقتی به این روزها نزدیک می شویم تمام لحظه ها برایم زنده می شود...

ستون های شهر...

شیون زن باردار...

گریه های دختر معصوم....

غرور مردها....

صدای نخلهای سوخته......

 

 

نوشته شده توسط سیده سمیرا سجادی | موضوع: | لینک ثابت |
چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 ساعت 14:6

روزنامه نگاری از نوع سایبر......

 تا همین چند سال پیش، روزنامه نگاری حال و هوای دیگری داشت. روزنامه نگاران آن سال ها، کار خود را بدون استفاده از اینترنت و شبکه و ضبط صوت های دیجیتالی انجام می دادند. عکاسان خبری آن روزها نیز بدون دوربین های دیجیتال در حوزه عکاسی خبری فعالیت می کردند. خبرنگاران امروزی بدون کامپیوتر تقریبا هیچ کاری نمی توانند از پیش ببرند.

لپ تاپ ها با ساده تر کردن کار و همیشه در دسترس بودن خود، امروزه به یکی از وسایل کار ضروری یک خبرنگار حرفه ای تبدیل شده اند. تا همین چند سال پیش، یک خبرنگار برای این که بتواند صحبت های طرف گفتگویش را ضبط کند از انواع ضبط صوت های آنالوگی استفاده می کرد که امروزه جای خود را به ضبط صوت های دیجیتالی و انواع پیشرفته3 mp پلیرها داده اند. تلفن های همراه نیز به قدری پیشرفته شده اند که می توانند در مواقعی که یک روزنامه نگار یا عکاس خبری با صحنه ای مواجه می شود که نیاز به تهیه فوری خبر و عکس دارد، جای خالی دوربین دیجیتالی و یا ضبط صوت دیجیتالی وی را پر کنند. عصر دیجیتال توانسته است تحول عظیمی در حرفه روزنامه نگاری به وجود آورد. یک روزنامه بزرگ که سابقه کاری زیادی دارد، تا حد زیادی به اینترنت و شبکه های داخلی خود وابسته است. در چنین روزنامه هایی یافتن یک خبر یا گزارش خاص که تاریخ آن به چند دهه قبل برمی گردد، بدون داشتن یک آرشیو دیجیتالی تقریبا محال است. علاوه بر این انتشار روزنامه ها نیز به شیوه دیجیتالی راحت تر و با سرعت بالاتری انجام می شود. برای این کار ابتدا باید مطالب را به وسیله نرم افزارهای خاصی، صفحه بندی کرد و به راحتی هرگونه تغییر مورد نیاز را در آن اعمال کرد.

اینترنت از حدود سال‌های 1993 (معادل ۱۳۷۲ خورشیدی) برای استفاده‌های دانشگاهی وارد ایران شد در سال 1368پس از افتتاح مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات بنا بر درخواست استادهای دانشگاه که در خارج از ایران با پست الکترونیک آشنا شده بودند، فکر برقراری این ارتباط شکل گرفت.

بر اساس برخی آمارهای موجود، ایران با حدود هفتاد وهفت  میلیون نفر جمعیت، بیست و سه میلیون کاربر اینترنت دارد که بالغ بر ۳۴ درصد کل جمعیت است. سهم ایران از تعداد کاربران اینترنت در خاورمیانه بیش از ۵۰ درصد است و میزان رشد اینترنت در آن ۹٬۱۰۰ درصد است که بالاترین سهم و میزان رشد را در خاورمیانه دارد زیرا تنها در فاصله هفت سال از دسامبر ۲۰۰۰ که میزان کاربران اینترنت ۲۵۰ هزار نفر بود تا ۲۰۰۸ رشدی چشمگیر داشته‌است. بر اساس آماری دیگر به نقل از گاردین، ايران زمانی با داشتن نزديک به هفت ميليون و ۵۰۰ هزار مصرف کننده اينترنت بعد از اسرائيل بالاترين ميزان استفاده از اينترنت را در خاورميانه داشته‌است.

.بسیاری از افراد عادی با راه اندازی یک وبلاگ شخصی توانسته اند با حال و هوای روزنامه نگاری آشنا شوند و چه بسا همین کار باعث شده باشد استعداد بالقوه آن ها در این حرفه شکوفا شود. از طرفی دیگر بسیاری از حرفه ای های روزنامه نگاری نیز برای خود وبلاگی راه اندازی کرده اند و در آن مقالات چاپ شده یا نشده خود را بدون هیچ سانسوری منتشر می کنند. بعضی از این وبلاگ ها بازدیدکنندگان فراوانی دارند و بسیاری از وبلاگ های دیگر نیز آن ها را لینک کرده اند.

یکی از مسائلی که باعث مطرح شدن بیشتر کاربران ایرانی در عرصه بین  المللی شده گسترش روز افزون وبلاگ نویسی است.

گسترش وبلاگهاي فارسي زبان از خبرهاي مطرح امروز رسانه هاست. وبلاگها، فضاي مجازي نويني دراختيار كاربران اينترنت قرارداده اند كه تنها و تنها با داشتن دسترسي به اينترنت و بدون پرداخت وجوه مربوط به داشتن سايتهاي اينترنتي، قابل بهره برداري هستند..

اكوسيستم جديدي در حال شكل‌گيري و توسعه است كه در آن وبلاگ نويسي و روزنامه نگاري همزيستي دارند، بر هم تاثير مي گذارند و همچنين همديگر را شكل مي دهند. وبلاگ نويسي باعث مي شود هر کسي که داراي يک رايانه و يک خط ارتباطي تلفني باشد بتواند به يک روزنامه نگار مبدل شود يا وبلاگ نويسي موجب خلق نوع جديدي از روزنامه نگاري شده ، وبلاگ نويسي گزارش نويسي پست مدرن است و وبلاگ نويسان گزارشگران شهري هستند.

اگرچه برخي معتقدند وبلاگ نويسي و روزنامه نگاري وجوه مشترک فراواني دارند اما اين اشتراک واقعا تا چه حدي است؟ چرا وبلاگ نويسي با روزنامه نگاري مقايسه مي شود؟ آيا اين کار درست است يا يک اشتباه رايج؟

مدیر ویلاگ کاغذ بی خط....

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سیده سمیرا سجادی | موضوع: روزنامه نگاری | لینک ثابت |
چهارشنبه ششم آذر 1387 ساعت 20:3

آی حراج حراج...آتیش زدم به مالم...آتیش زدم به علمم....

 

خبر از نوع ســــــــــــــــــــــــــــــــوخــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

اول از همه از تمامی دوستانم که به وبلاگ کاغذ بی خط سر زدن و با مطالب تکراری روبه ور شدن عذر خواهی می کنم ؛چون به علت هنگ کردن سیستم و صاحب سیستم چند وقتی به روز نبودم و چیزی جز شرمندگی نموند...

یادم می یاد وقتی بچه بوم حرف از این بود می خواهی در آینده چه کاره شوی!!!!یادم می یاد در آن دوران یکی می گفت دکتر اون یکی مهندس...

دوران دبستان ,راهنمایی دبیرستان تمام شد دیپلم ..دانشگاه...لیسانس....وحالا فوق...

یادم می یاد دوران کودکی و نوجوانی حرف از درس خواندن بود و اگر درس نخوانی به جایی نمی رسی...

حالاوقتی تاریخ را ورق می زنم و گشت وگزاری توی پرونده های قضایی می کنم ؛می بینم به چه راحتی می توان مدرک خرید از اول دبستان گرفته تا دکترای فوق هسته ای...فقط با این تفاوت که قیمت هاش بالا و پایین هست...

به چه راحتی می توان مقاله نوشت؛مواد لازم دستانی خلاق ,کامپیوتری فعال و چشمانی تیز بین و نکته سنج...

نمی دانم وقتی سلامت سیاسی جامعه به این گونته به خطر بیفتد وای به حال سلامت....

 


در این چند وقت مصلی امام در حال برگزاری نمایشگاه های مختلف بود...

رسانه هایی حول و حوش دیجیتالی...

تمام نمایشگاه را زیر و رو کردم اما پیدا نشد که نشد بعد فهمیدم نرم افزار جالبی نیست...اسمش را نمی گویم تا یک موقع شما دلتان نخواهد و مثل من  فریاد بزنید آی مردمی که بر سـاحـل نشستید,گرم صحبت...

نمایشگاه رسانه های دیجیتال چنر روزی در مصلی امام برگزار شد...

در بخشی از نمایشگاه گروه تئاتری (!)تئاتر انقلاب را اجرا می کرد ولی من نفهمیدم کجایش دیجیتالی بود...

در حال عبور از یکی از راهروه ها بودم که صدای دلنشین موسیقی سنتی بر دلم نشست؛ CDرا خریداری کردم و با ذوق و شوق فراوان فردای همان روز با عبارت ...لطفا کد مورد نظر را وارد کنید مواجه شدم...

دنبال غرفه وبلاگ نویسی هم گشتم ولی آثاری از اثرش پیدا نکردم...هر چه بود بازی بود از نوع کامپیوتری...

به همراه دوستان جامعه شناس رفتیم شاید توفیقی یافتیم و از طریق آنها هم رسانه را شناختیم و هم جامعه را....نه جامعه راشناختیم و نه رسانه....

آن هم از نوع دیجیتالی.............    

 

نمایشگاه مطبوعات هم تمام شد...

ولی نمی دانم چرا برخی از غرفه ها به چشم نمی آمدند..از خبرگزاری آنا خبری نبود..یکسری روزنامه ها و خبرگزاری ها هم بود که خدا وکیلی تاحالا حتی اسمشان راهم نشنیده بودم نه روی دکه بود ونه توی سایت های مختلف(!!!!)

ورودی نمایشگاه نماد جالبی درست شده بود که پر از خالی بود پر از حرف ها از نوع نگفته...

انسان هایی از جنس روزنامه ..از جنس خاک ...که ریشه هایشان از دل خاک بیرون زده بود...

روزنامه صبح ایران ...روزان...روزنامه از نوع پور محمدی..

و

در آخر مسابقه عکس خبری کاغذ بی خط را فراموش نکنید...مسابقه ای از نوع ریشه... نه از نوع افزایش آمار وبلاگ...

یاحق...

نوشته شده توسط سیده سمیرا سجادی | موضوع: یادداشتهای... | لینک ثابت |
دوشنبه بیستم آبان 1387 ساعت 20:17

دکتر ساروخانی: نباید دانشجویان را در فشار اطلاعاتی قرار داد...

این جمله را بارها از دکتر در مراسم مختلف شنیده ام ...

به گزارش کاغذ بی خط  ،امروز ساعت ۱۵ مراسمی به پاس نیم قرن تلاش  دکتر ساروخانی در حوزه ارتباطات و جامعه‌شناسی با حضور استادان و روسای دانشگاه‌های مختلف کشور و نیز چهره‌های فرهنگی و شاگردان این استاد برگزار شد.

اما با تاسف فراوان به خاطر دیر رسیدن(که این مربوط می شود به اطلاع رسانی یکی از دوستان دکتر...ـ)قسمت اعظمی از سخنان استاد عزیز بهره مند نشدیم  و این جای بسی عذر خواهی از دوستان عزیز دارد.

دکتر با متانت خاصی صحبت می کنند برای تمامی افراد احترام قائل هستند...صدای شیوا و آرام ایشان سالن را به سکوت وا داشته...

.

.

حرفهای زیادی گفته وشنیده شد اما مدیر وبلاگ دقیقا زمانی داخل سالن می شود که اساتید ودانشجویان در حال تشویق دکتر هستند و فقط یک جمله را می توانم بگویم :امیدوارم تک تک جوانان ایران عزیزم روزی بتوانند با طی کردن درجات عالی قدران و دست بوی چنین اساتیدی باشند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سیده سمیرا سجادی | موضوع: یادداشتهای... | لینک ثابت |
یکشنبه نوزدهم آبان 1387 ساعت 19:26

خیابان ها وکوچه ها پر از خالیست!!!

دلم خوش بود به اینکه دیگر روزگار سنتوری را نمی بینم بعد از اینکه به سایتهای دانلود آلبوم جدید محسن چاووشی مراجعه کردم و با پیام برای حفظ حقوق مؤلف اورجینال این آلبوم را تهیه کنید...

اما چیزی جز خواب و خبال نبود...خیابان های شهر پر از CD های قاچاق است .

فروشندگان فریاد می زنند: "برای دیدن فیلم گلشیفته و دی کاپریو بشتابید!، این فیلم را بخرید و با زیرنویس فارسی ببینید!، یک فیلم باکیفیت هالیوود! بشتابید قبل از اینکه فیلم ها تمام شود!"

فیلم اکشن – جاسوسی «مجموعه دروغ ها» ساخته رایدلی اسکات کارگردان آمریکایی ، بر روی پرده نقره ای سینماهای آمریکا به نمایش درآمده است اما DVD این فیلم اکنون به صورت گسترده در خیابان های تهران، پایتخت ایران، به فروش می رسد و علت این مساله تنها حضور ستاره هایی چون «لئوناردو دی کاپریو» و «راسل کرو» نیست.

وبلاگ لس آنجلس تایمز در گزارشی با اشاره به نقش آفرینی «گلشیفته فراهانی» در فیلم هالیوودی «مجموعه دروغ ها» نوشت: "گلشیفته، بازیگر جوان و خبرساز ایرانی در این فیلم در نقش یک پرستار اردنی ظاهر می شود که توجه یک جاسوس آمریکایی (لئوناردو دی کاپریو) را به خود جلب می کند."

گلشیفته های  و سنتوری های بساری ساخته می شود...

اما همچنان در شهر پر از خالیست....

نوشته شده توسط سیده سمیرا سجادی | موضوع: فیلم وسینما | لینک ثابت |
جمعه دهم آبان 1387 ساعت 20:16

عکس های خبری....

 

زمانی که یک سونامی در سال 2004 به جزایر تایلند برخورد کرد، ساعت ها قبل از آنکه رسانه های متداول حتی فرصت حضور در صحنه را پیدا کنند، اولین افرادی که خبرهای مربوط به این فاجعه، اخبار کامل به همراه تصاویر ویدئویی، را به جهانیان عرضه کردند، شاهدان عینی آن بودند. و زمانی که گردباد کاترینا نیواورلئان را ویران کرد، و خسارت ها و خرابی های بسیاری را در شهرهای جنوبی ایالات متحده به بار آورد، شبکه های خبری گزارشات کامل و مفصلی در مورد وضعیت آنجا تهیه کردند، ولی تا زمانیکه ساکنین این شهرها تصاویر ویدئویی و تفاسیر خود را در اینترنت پخش نکردند، تاثیر واقعی این فاجعه به طور کامل درک نشد.

روی گرین اسلید، استاد دانشگاه سیتی در لندن، در مقاله اخیری که در روزنامه رویترز به چاپ رسید، اظهار داشت، "شهروند روزنامه نگار کسی است که به طور تصادفی در حال عبور از محلی است که واقعه ای در آن در حال رخ دادن است و او عکس یا فیلم این رویداد را تهیه می کند."
با غلبه گروهی از شهروندان بر گزارش های خبری - عکاسانی که با تلفن های همراه خود عکس می گیرند، کسانی که پیام های کوتاه می فرستند، کسانی که وبلاگ می نویسند، و آنهایی که مدام در تارنماهای اینترنت به جستجو مشغولند - مفسرین خبری چنین "گزارشات مردمی" را یک تغییر جهانی در حرفه روزنامه نگاری توصیف کرده اند. "روزنامه نگاری شهروندی"، که به "روزنامه نگاری مشارکتی" نیز معروف است، عمل جمع آوری و پخش اخبار توسط افراد عادی، مانند افراد روزنامه خوان، است. بسیاری از این روزنامه نگارهای مردمی اکنون نقش فعالی را در پخش اخبار ایفا می کنند و تبدیل به شکل پذیرفته شده ای از روزنامه نگاری در ایالات متحده شده اند.
در اکثر مواقع، بودن در مکان مناسب و زمانی مناسب "روزنامه نگاری شهروندی" را به وجود می آورد. بسیاری از گزارش های خبری مربوط به سوانح توسط ناظران تصادفی در محل، که دوربین یا تلفن همراه دوربین دار در اختیار دارند، تهیه می شود. سپس، با استفاده از اینترنت، بسیاری از این گزارش ها در اختیار عموم قرار می گیرند.

شبکه های رسانه های جمعی به تدریج متوجه اهمیت روزنامه نگاری شهروندی شده اند، و نیز درک کرده اند که چگونه با تغییر ساختار رسانه ها و تبدیل آنها به رسانه های آن-لاینی و محاوره ای، شکل اخبار نیز باید تغییر کند. این درک موجب شده که رسانه های متداول، با ایجاد وبلاگ های خود، که توسط روزنامه نگاران خودشان نوشته می شوند، به این پدیده بپیوندند. با ایجاد یک وجه حرفه ای تر از وبلاگ نویسی، به شکل روزافزونی وبلاگ نویسی به عنوان یک منبع خبری مهم و مناسب مطرح می شود.

 

وبلاگ بی خط در نظر دارد  برای حضور و فعالیت بیشتر وبلاگ نویسان عزیز که همیشه یار و پشتوانه او بوده اند ،یک مسابقه عکس های خبری برگزار کند از دوستان همیشگی و علاقه مند به این ترتیب دعوت به عمل می شود....

شما وبلاگ نویسان عزیز میتوانید با درج کد عکس های خود در قسمت نظرات که به صورت خصوصی برای مدیر وبلاگ ارسال می شود در این مسابقه شرکت کنید...

عکس ها باید توسط خود افراد گرفته شده باشد و از کوپی کردن عکس های دیگران خودداری کنید این امر نشان دهنده اخلاق حرفه ای شما است...

عکس های ارسالی می تواند همراه با شرح عکس باشد....

در آخر هم عکس ها به صورت آلبوم بااسم وآدرس وبلاگ خود افراد  برای بازدید تمام  افراد گذاشته می شود...

و...

به 24 نفر (به خاطر پایدار ترین رفیق...)  از افراد بعد از انتخاب کارشناسانه هدایای ارزنده داده می شود....

 

منتظر شرکت شما در مسابقه عکس های خبری وبلاگ بی خط هستیم....

با تشکر مدیر وبلاگ..

نوشته شده توسط سیده سمیرا سجادی | موضوع: رسانه | لینک ثابت |
شنبه چهارم آبان 1387 ساعت 18:37

روزنامه ها و سایت های مختلف رو که زیر ورو می کنی هرکدام خبری دارند برای گفتن ...

یک طرف خبر از نابسامانی اقتصاد در جهان است...نمیدانم خبرهای تلویزیون را باور کنم  که خبر از سقوط اقتصاد جهان می دهد...

در این چند مدت که بحران های مالی کشورهای خارجی در تلویزیون ملی(!)شبکه های 1،2،3،4

به تصویر کشیده شد،هی گوشم را تیز کردم ،هی به اهل خانه گفتم شما نیز گوش فرا دهید از دوستان و آشنایان پرسیدم تا شاید کلمه ای در مورد وضعیت بورس خودمان بشنوم  ولی چیزی نشنیدم ...

این برنامه های اقتصادی هم که دستشان حسابی درد نکند جز تبلیغ سهام های مختلف و تحلیل های حسابی کارشناسانه...(!) چیزی ندارد..

بازارکه  همواره آبستن حوادث گوناگون سیاسی و نظامی  بود؛از جنبش تنباکو گرفته تا انقلاب مشروطیت،نهضت ملی شدن نفت ،قیام 15 خرداد 1342 و انقلاب اسلامی 1358 ...تا سال 1387

همزمان با مالیات بر ارزش افزود...

بازار قهر خود را آغاز میکند. مکانی که هرروز در کوچه پس کوچه هایش جای سوزن انداختن نبود حالا دیگر رمقی ندارد.کرکره ها پایین است.

شنیدم که طلا فروشان اصفهانی نیز دیگر طلایشان رنگ قدیم را ندارد.

خودمانیم چقدر اقتصادی حرف زدم یکی نیست بگوید آخه دختر تو رو چه به این حرفهای ...

.

.

.

...داشتم دنبال CD  فیلم سنتوری ها میگشتم آخر شنیده بودم هر خانه ای کمه بروی می توانی یکی از این CD  ها را پیدا کنی  ولی نبود...تموم شده بود

بالاخره مردمی که در زمینه خرید آثار موسیقایی و سینمایی،تقریبا هیچ گاه برای حقوق مولف ، اهمیتی قائل نبوده اند با هم برای حمایت از یک خواننده از دانلود صرف نظر کنند و به دنبال

اورجینال باشند.محسن چاووشی  نماد بدشانسی در عرصه موسیقی کشور توانست بعد از سالها سانسور و تهدید به عرصه مجازها بپیوندد.

پی نوشت:

خواستم از فیلم دعوت بنویسم ولی نه هنوز زمانش نرسیده ...خواستم از گلشیفته بنویسم دیدم زمان انقضایش گذشته .. خواستم از خواستنها بگویم ...دیدم خواستنی نمانده

نوشته شده توسط سیده سمیرا سجادی | موضوع: یادداشتهای... | لینک ثابت |
پنجشنبه هجدهم مهر 1387 ساعت 19:46
از ذهن گذشته...

 

آیا مخاطب قدر ت گزینش ،قرائت و معنا سازی متن برخوردار است و یا این رسانه ها هستند که ضمن شکل دادن به باورها و نگرش او،مفهوم سازی اس از واقعیت را تعیین می کنند؟

این سوالات و هزاران سوال دیگر زمانی در ذهنم شکل می گیرد که مشغول دیدن یکی از برنامه های رسانه ملی یا همان تلویزیون می شوم.

هر برنامه ای که ساخته و تولید می شود با هدف و برنامه ریزی تولید می شود؟

با توجه به ساختار قدرت  سیاسی در ایران صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران تحت نظارت و مالکیت حکومت و مروج اندیشه ها،باورها و اید ئولوژی رسمی و پذیرفته شده حاکمیت است و در قالب برنامه های خبری،تحلیل و تفسیر،فیلم ، سریال ، سرگرمی و ...این باورها و اندیشه ها را به عنوان جریان اصلی فکری و فرهنگی ،نفوذ و اشاعه می دهد و در تصویر سازی از دنیای پیرامون در اذهان عمومی می کوشد؛ولی این که آیا مخاطبان چارچوب  معنایی ساخته  شده برنامه های صدا و سیما را می پذیرند و مفهوم سازی آنان از واقعیت ، متأثر از واقعی رسانه ای شده است ،سوالی است که پاسخ به آن به سادگی مثبت و یا کاملا منفی نیست...

 با این سخنان در اینجا به یاد نظریه کاشت گربنر و همکارانش می افتم که تحقیقاتی را با عنوان شاخص های فرهنگی  را در سال 1960 شروع کرد که تأثیرات تماشا ی تلویزیون را بر باورها و دیدگاه های بینندگان درباره جهان واقعی، بررسی می کرد و به این نتیجه رسید که تلویزیون سازنده محیط نمادین است؛تماس فزاینده با تلویزیون بر مفهوم سازی مخاطبان از واقعت اجتماعی تأثیر میگذارد...

 .

.

.

وقتی مخاطب با دیدن هر برنامه سیاست های تلویزیون را متوجه شود دیگر نمی تواند منجر به شکل گیری تصویر ذهنی غیر واقعی از جهان شود.

 

 

 

نوشته شده توسط سیده سمیرا سجادی | موضوع: رسانه | لینک ثابت |
جمعه پنجم مهر 1387 ساعت 16:30

 

سریال «روزحسرت» سیروس مقدم به قوت كار قبلی‌اش یعنی سریال «اغماء» نیست . سریال «مثل هیچ‌كس» از قصه‌ای كهنه برخوردار است كه به دهه‌ی ۶۰ تعلق دارد. این موضوع كمی دیرساخته شده است و برای مردم زمانه امروز ما نیست.

سریال «بزنگاه» رضا عطاران، در مقایسه با سریال‌های قبلی این كارگردان ضعیف‌تر است. قصه‌ی «مامور بدرقه» هم كمی مشكل دارد و مناسب ساخته‌شدن در قالب بیش از ۲۰ قسمت نبوده است.

مدیران سیما برای انتخاب طرح‌های بكر وسواس بسیار دارند و برایشان فرقی نمی‌كند این طرح بكر توسط چه كسی نوشته شده باشد. درحال حاضر متنی مناسب ماه رمضان بسیار كم داریم و تعداد نویسندگان حرفه‌یی كه متن مناسب ماه رمضان ارائه دهند، انگشت‌شمار است. به‌همین دلیل است كه شبكه‌ها از همان افراد تكراری استفاده می‌كنند.

به راستي در کدام يک از خانواده‌هاي کشورمان، جنازه متوفي را به داخل اتاق‌هاي خانه ‏برده و پاي جنازه چرندياتي به عنوان نوحه و مصيبت بر آن مرده مي‌خوانند؟ در کدام ‏خانواده ايراني، زن عزادار به تنهايي در ميان مجلس مردان جيغ و شيون کرده و خودش ‏را به اين سو و آن سو پرت مي‌کند؟ در کدام مجلسي، مداح دايم طلب آب مي‌کند، يا در ‏کدام مراسم ختمي شاگردان مغازه داماد خانواده با دست بر سر کوبيده يا به جاي گريه ‏صداي انکر الاصوات از خودشان درمي‌آورند؟ آيا بيشتر از اين مي‌توان اشاره‌هاي ‏آشكار و مستقيمي به هدف توهين و تمسخر بر جامعه مذهبي و هيات‌هاي آن روا ‏داشت؟ چرا متوليان رسانه ملي و دستگاه‌هاي متعدد نظارتي در آن مانند پخش شبکه ‏سوم و شوراي معارف سيما در برابر اين روش توهين آميز و گستاخانه که بعضي از ‏آنها حکم بدعت گذاشتن را دارد، سکوت مي‌کنند؟!

سريال نيم بند و کم اثر بزنگاه نه تنها نتوانسته مدخلي مناسب براي اوقات فراغت ‏سالم مردم در شب‌هاي ماه مبارک رمضان باشد، بلکه در وضعي بسيار نامناسب به ‏محصولي توهين‌آميز به طبقه سنتي، اخلاقگرا و مذهبي جامعه تبديل شده،

از طرفي، وقتي متولي رسانه ملي که بر روند داستان سريال‌هاي پر بيننده‌اي مانند ‏ساعت شني، يک مشت پر عقاب، شهريار و . . . نظارت دقيق داشته و حتي پايان برخي ‏سريال‌ها با نظر ايشان تنظيم مي‌شود، چرا در اين مورد بي تفاوت بوده و حتي يک ‏بخش از اين محصول بسيار ضعيف و پر حاشيه را نديده است؟!‏

به خلاف وعده معاونت سيما، به نظر مي‌رسد محصولات سال گذشته به مراتب قوي‌تر ‏بوده و آنچه مسلم است، ديدگاه «بزن در رو» به شدت بر محصولات امسال رسانه ملي در ‏ماه مبارک رمضان سايه افکنده و بدون هيچ اغراق هر چهار سريال شبکه‌هاي سراسري ‏مشکلات زيادي در محتوا، داستان، بازيگري و موضوع خود دارند

اينكه سريالهاي امسال ماه مبارك رمضان از سريالهاي سالهاي قبل ضعيف تر است مورد تاييد است. ولي اين را در نظر داشته باشيد در سريالهاي طنز با چه يا چه كسي ميشود شوخي كرد؟ اگر با فرد معتاد شوخي بشود، بد آموزي دارد . با نيروي انتظامي شوخي كرد اين قشر اعتراض دارند. با دكتر ، مهندس، نانوا، آرايشگر، نوحه خوان ، خانم ها با پوشش هاي مختلف ،‌داماد، عروس و ... آخر سريال طنز را چگونه ميتوان ساخت كه به كسي بر نخورد؟ اينكه طنزهاي سريالهاي امسال آبكي است درست ولي آيا ميتوان با مجلس شادي و عروسي شوخي كرد و با مجلس عزا نه اين مشكلي است كه در فرهنگ ما نهفته است و ما بايد ظرفيت هاي خودمان را افزايش دهيم.

اهانت های پنهان و آشکار به مظاهر و نمادها و شعائر مذهبی ، ایجاد فرهنگ لمپنیسم نوین، قراردادن معتاد بعنوان نقش اول برای نخستین بار، معرفی چهره افراد سنتی و مذهبی به صور مختلف به عنوان عقب افتادگان ذهنی یا همانگونه که اشاره فرمودید سیاه کردن پشت لب، به هر روی برازنده ترین عبارت را خود شما مرقوم فرموده اید که محصولات صدا وسیما بزن در رو شده است و باید نتیجه گرفت که اثرات وضعی و فرآیندهای یک پدیده بزن در رو هرگز دارای پایداری نیست و اثرات آن هم بزن در رویی خواهد بود.
▪ نویسنده احتمالا یا معنی طنز را نمی دانند یا اینکه نمی خواهند قبول کنند که تمام مطالب به طنز کشیده شده در سریال بزنگاه در جامعه ما به عینه دیده میشود. شما به غیر از آقای عطاران کارگردانی را سراغ دارید که اینگونه در بطن طبقه متوسط جامعه اقدام به ساخت سریال کرده وبدون رنگ و ریاهایی که بقیه در کارهایشان اعمال می کنند واقعیت های جامعه مارا به تصویر بکشد.بیایید سرمان را از زیر برف بیرون بیاوریم و واقعیت ها را ببینیم. تا زمانی که جوان ایرانی زشتی این اعمال را با چشم خودش نبیند نمی توان انتظار داشت که راه درست را پی بگیرد.

تمامی این گفته ها  و نوشته ها مطالب مختلفی است که وقتی  سریالهای ماه رمضان را سرچ می کنی بر روی صفحه ظاهر می شود.......

 

سريال هايي که از تلويزيون پخش مي شوند، به ويژه در دو مقطع زماني پربيننده هستند؛ يکي تعطيلات عيد و ديگري ايام ماه رمضان. اينکه چرا در اين دو برهه زماني خاص به اين سريال ها اقبال بيشتري مي شود، ربط مستقيمي به اوقات فراغت مخاطبان برنامه هاي تلويزيون و نحوه گذراندن آن در فرهنگ ما دارد. در تعطيلات طولاني سال نو، هم به طور طبيعي تعداد تماشاگران برنامه هاي تلويزيون افزايش مي يابد و هم اينکه مدت زماني که تماشاگران مي توانند به تماشاي تلويزيون بگذرانند بيشتر مي شود. به طريق اولي، در ماه رمضان مخاطبان بالقوه سريال هاي عامه پسند بيشتر مي شوند زيرا جدول زمان پخش برنامه ها تعمداً به گونه يي تنظيم مي شود که اين سريال ها بعد از افطار يا در محدوده زماني موسوم به «ساعات پربيننده» (ساعت 30/7 الي 30/11 شب) نمايش داده شوند. زمان پخش اين سريال ها به ويژه هنگامي اهميت مي يابد که وقت افطار، مانند امسال، تقريباً با آغاز «ساعات پربيننده» مقارن شده باشد. يکي از بحث هايي که تقريباً هر سال در اين دو مقطع زماني (عيد و ماه رمضان) درباره سريال هاي پربيننده تلويزيون مطرح مي شود، «ابتذال» يا «بدآموزي» آنهاست

اين مجموعه تلويزيوني (بزنگاه) به نحوي پارادوکس مانند هم مورد انتقاد برخي از مسوولان تلويزيون قرار گرفته و هم توسط اشخاص و نهادهايي خارج از اين تشکيلات مصداق عيني ابتذال و بدآموزي شناخته شده است. شالوده بحث کساني که اين سريال را نامناسب محسوب مي کنند، به طور خلاصه از اين قرار است که تلويزيون نبايد شيوه هايي از تعامل يا طرز بيان را که از الگوهاي رفتار پسنديده و احترام آميز يا گفتار مودبانه فاصله مي گيرند، در معرض ديد طيف گسترده يي از تماشاگران قرار دهد زيرا اين الگوها به ويژه توسط جوانان به سرعت اتخاذ و بازتوليد مي شوند. به بيان ديگر، تلويزيون با پخش چنين سريال هايي ناخواسته مروج فرهنگ ناپسنديده يا مبتذل مي شود و اين آشکارا با اهداف اخلاق مدارانه اين دستگاه در تناقض قرار دارد.

اطلاق عنوان «بي محتوا» يا زدن برچسب «ابتذال» به اين قبيل توليدات تلويزيوني، حکايت از رويکردي منسوخ دارد

بزنگاه» با موقعيتي ساده آغاز مي شود. در نخستين اپيزود اين سريال، احمد پرور (بزرگ خاندان) مرده است و اعضاي خانواده خود را براي مراسم تدفين و ترحيم او آماده مي کنند. خانواده پرور دو فرزند پسر و يک فرزند دختر دارد. صابر پرور، پسر ارشد خانواده، خود در سنين پنجاه سالگي به بالاست و همسرش پيش تر مرده است. او اکنون با دو دخترش (فريده و فرزانه) که هر دو دم بخت هستند، در خانه پدري زندگي مي کند. بهجت پرور (خواهر صابر) که ميانسال است، همراه با شوهرش توفيق براي کمک به منزل پدر آماده است. کسي که هنگام انتقال جنازه پدر ديرتر از همه از راه مي رسد، آخرين فرزند خانواده يعني نادر پرور است. نادر همراه دختر کوچکش (درسا) آمده اما مريم (همسرش) همراه او نيست زيرا اعتياد نادر به مواد مخدر باعث شده است همسرش او را ترک کند. موضوعي که بلافاصله پس از دفن جنازه به مساله اصلي فرزندان و داماد احمد پرور تبديل مي شود، تقسيم ميراث او و سهم هر يک از ورثه است. توفيق که در پي تصاحب بخشي از خانه پدرزنش است، پياپي به همسرش تذکر مي دهد که سهم دختر و داماد خانواده از ارث بايد محفوظ بماند. از سوي ديگر، صابر به دنبال تصاحب مغازه نانوايي پدر مرحومش است. در اين ميان، نادر هم که از خانه خود رانده شده، خواهان تصاحب بخشي از خانه پدري و داشتن سهمي در نانوايي است. اين وضعيت وقتي پيچيده مي شود که بازماندگان درمي يابند از ارثيه يک ميليارد توماني که آنها گمان مي کردند به جيب خواهند زد، خبري نيست و متوفي پول ناچيزي در حساب بانکي خود باقي گذاشته و ضمناً خانه يي را که داماد و فرزندانش به آن طمع ورزيده اند، مدتي قبل از مرگش فروخته بوده است. از اين پس، اپيزودهاي سريال «بزنگاه» بر محور تلاش هاي مضحک بازماندگان احمد پرور براي يافتن و تصاحب دارايي هاي او مي چرخد. لزوماً ماهيتي عامه پسند ندارد و اصولاً نمي توان در يک تقسيم بندي کلي و جهان شمول برخي رويدادها در داستان ها را ذاتاً نخبه پسند يا ماهيتاً عامه پسند اعلام کرد. آنچه باعث تعلق يک متن به يا «فرهنگ عامه» مي شود، سوژه يا حتي شخصيت هاي متن نيست؛ بلکه نحوه شخصيت پردازي يا نحوه مضمون سازي از يک سوژه يا کارکرد آن در يک متن معين است که مي تواند آن متن را به ذائقه زيبايي شناختي نخبگان نزديک کند يا در زمره توليدات فرهنگي قرار دهد که بيشتر توسط عوام مصرف مي شوند. بر اين اساس،بزنگاه نه به صرف رويدادهايي که برشمرديم، بلکه به سبب سازوکارهايي که در آن مي توان تشخيص داد، مصداقي از نوع سريال هايي است که عامه پسند تلقي مي شوند.

ادامه دارد....

نوشته شده توسط سیده سمیرا سجادی | موضوع: رادیو و تلویزیون | لینک ثابت |
شنبه بیست و سوم شهریور 1387 ساعت 21:30

هفته سینما وتلویزیون و...

فیلم های بساری در حال اکران است از بیلبورهای تبلیغاتی که روزگاری در سطح شهر تبلیغ فیلم ها را به عهده داشت دیگر خبری نیست...

پرچم های قلعه کاوه، حقیقت گمشده، خاک سرد ،مینای شهر خاموش ،سربلند، فرزند خاک ،

ریسمان باز، ده رقمی، همیشه پای یک زن در میان است، قرنطینه، زن ها فرشته اند ،انعکاس...

 

پرچم های قلعه کاوه: روایت حوادث و رویدادهای تاریخی و افسانه ای ایران، علاقه  همیشگی نوری زاد است. این بار او به دوران حمله مغول به ایران برگشته وداستان پدر و فرزندانی را تعریف می کند که حاضر به ترک خانه و زندگی شان نیستند. سریال سربداران از جمله آثار موفقی بود که روزگاری درباره این مقطع تاریخی ساخته شده بود و حالا دوباره با حوادث و حال و هوای تازه ای به تصویر کشیده شده است...

حقیقت گمشده: اولین فیلم بلند محمد احمدی – شاعر زباله ها-به دلیل موضوع و فضا سازی نامتعارفش به گروه فیلم های پشت خط مانده پیوست،و هر چند پروانه نمایش هم داشت،اما نمایش داده نشد.البته این فیلم که بر اساس فیلم نامه محسن مخملباف ساخته شده ،در چندین و چند جشنواره     بین المللی شرکت کرد و جایزه هم گرفت احمدی در این دومین فیلمش هم کماکان همان شیوه و فضا را انتخاب کرده. قصه این فیلم درباره سه زندگی است که در اثر تقدیر به هم ربط پیدا می کنند.و همین خلاصه کوتاه شما را به یاد فیلم هایی مثل تقاطع و کافه ستاره می اندازد...

ریسمان باز:كارخاني در سال 86 دومين فيلم خود با نام ريسمان باز را كارگرداني كرد و با ساخت اين فيلم نشان داد كه نگاهش به سينما، نگاه ويژه‌اي است. نگاهي كه در آن مي‌توان رد پاي كارگردان‌هاي مورد علاقه كارخاني را در آنها ديد، كارگردان‌هايي مانند امير نادري كه كارخاني در گفتگوهايي عنوان كرده كه به سينماي او بسيار علاقه‌مند است. ريسمان باز داستان تازه‌اي دارد. در زمانه‌اي كه اكثر كارگردانان به دنبال ساخت فيلم‌هاي شهري و مبله و بي دردسر هستند، كارخاني با انتخاب حرفه خريد و فروش دام و فضاي كشتارگاه سعي كرده است داستان زندگي گروهي از انسان‌ها را به نمايش بگذارد كه زندگي سختي را پشت سر مي‌گذارند، اما هيچگاه به عنوان يك آدم و يك شهروند ديده نمي‌شوند و مورد توجه قرار نمي‌گيرند. بزرگ‌ترين لطمه را به فيلم ريسمان باز دختر جواني مي‌زند كه با ماشين خود در مسير حركت دو دوست قرار مي‌گيرد، تصادف مي‌كند و با آنها تا شهر همراه مي‌شود. اين شخصيت بي‌شناسنامه ذهن مخاطب فيلم را مخدوش مي‌كند و بيننده اصلا متوجه نمي‌شود كه او چرا به قصه آمد و چرا رفت. البته كارخاني شايد به اين دليل اين دختر مرموز را وارد قصه كرده است تا در سكانس‌هاي جاده ايجاد تعليق و گره افكني كند، اما اين شخصيت هيچ كمكي به فيلم نكرده است، در صورتي‌كه كارگردان مي‌توانست با تقويت شخصيت بدمن فيلم كه در نيمه اول او را معرفي كرد و ميكائيل را با او درگير كرد در سكانس‌هاي جاده‌اي، فيلم را با گره افكني‌ها و تنش‌هاي بيشتري جلو ببرد.

 

فرزند خاک، که این روزها در سینماها اکران شده، فیلمی است متفاوت در سینمای جنگ ایران، هم متفاوت با ساخته های کارگردانانی که تصویرهای حماسی در جنگ می ساختند و هم متفاوت با ساخته های کارگردانانی که در لابلای فیلم هایشان به نقد سیاست ها می پردازند و گاهی هم گرایشی ضد جنگ در فیلم هایشان می توان پیدا کرد که در ایران با مخالفت برخی مواجه می شود.
فرزند خاک نه این است و نه آن و جالب این جاست که سینمایی است هم مطلوب مدیران سینمایی و هم مطلوب منتقدان. در این فیلم موضوعی مورد توجه قرار گرفته است که کمتر به ان پرداخته شده است. نه در فیلم ها و نه در کتاب هایی که درباره وقایع جنگ و پس از جنگ عراق و ایران نوشته شده است، از انتقال استخوان ها و جنازه ها به این شکل سخن گفته نشده است و بسیاری از کسانی که در سینما این فیلم را می دیدند، برای اولین بار می دیدند که بر سر قیمت استخوان های رزمندگان ایرانی چانه زده می شود.

 

مینای شهر خاموش...

هنوز موفق به دیدن این فیلم نشدم...

وبسیاری از فیلم های دیگر که جای بسی تأمل دارد...

دراین هفته ای که گذشت یاد روزی افتادم که جیران بانو وقتی پس از دردی سخت و جانگاه،صدای نرم گریه تو راشنید،آرام گرفت و رسول زندگی اش را در آغوش فشرد..

رسول ملاقلی پور عزیز تولدت مبارک و یادت گرامی...

.

.

.

واین روزها ماه مبارک رمضان آمد و سریال های خود رلا به همراه آورد سریال هایی که با توجه به بودجه اقتصادی که برایشان صرف شده تا الان سوالات بسیاری را در ذهن مخاطب به وجود آورده...

تلويزيون در ماه مبارك رمضان امسال چهار سريال «خوابزده»، «مثل هيچ‌كس»، «بزنگاه» و «مامور بدرقه» را در سه قالب ماورائي، اجتماعي و طنز تدارك ديده است...

سریال ها شروع شده و حرف و حدیثهایش باشد برای بعد...

 

نوشته شده توسط سیده سمیرا سجادی | موضوع: فیلم وسینما | لینک ثابت |
جمعه پانزدهم شهریور 1387 ساعت 18:43

 

بررسی وضعیت مطبوعات گذشته و مقایسه آن با مطبوعات امروزی - که بیش از نیم قرن فاصله سنی با هم د‌ارند-‌ طبعاً به یک کار تخصصی و کارشناسی نیازمند‌ است. اما می‌توان با یک نگاه اجمالی به وضعیت مطبوعات د‌ر سال‌های پیش از انقلاب و مقایسه آن با شرایط امروز مطبوعات، به بعضی تفاوت‌ها اشاره کرد‌.

یکی از مهم ترین شاخص‌های مطبوعات د‌ر گذشته، تغییر شکل و محتوای روزنامه‌ها از حالت پراکند‌ه و غیرحرفه‌ای به شیوه‌ای حرفه‌ای و هماهنگ با مطبوعات د‌نیای غرب بود‌. می‌توان گفت که تا پیش از د‌هه چهل، مطبوعات ایران به گونه‌ای شامل این تقسیم‌بند‌ی شد‌:

 1-‌ مطبوعات وابسته به گروه‌های چپ و راست؛ و به عبارت روشن‌تر «حزبی»، که فاقد‌ ارزش‌های خبری بود‌.این گروه از مطبوعات فقط در پی طرفداری از حزب خود و مخالف حزب های دیگر بودن.

 2-‌ مطبوعات مستقل از چپ و راست؛ که بیشتر به د‌رج اخبار و گزارش‌های روزانه می‌پرد‌اخت، اما فاقد‌ یک سازمان منسجم و امروزی بود‌.

 3-‌ مطبوعاتی که نرد‌بانی بودند‌ برای افراد‌ فرصت‌طلب، به خاطر احراز مقام های د‌ولتی و اغلب پس از رسید‌ن به هد‌ف از پیش تعیین شد‌ه به حالت تعلیق د‌ر می‌آمدند‌.

 4-  مطبوعاتی که خاص صبح‌های تهران بود‌ و به قصد‌ باج‌خواهی از مقامات و سرمایه‌د‌اران و د‌ر تیراژ بسیار کم منتشر می‌شد‌ و هیچ شخصیتی از نیش قلم صاحبانش د‌ر امان نبود‌!

 

از آغاز د‌هه چهل، با افزایش تعد‌اد‌ افراد‌ باسواد‌، گسترش صنایع و ورود‌ کالاهای تولید‌ د‌اخلی به بازار و افزایش د‌رآمد‌های نفتی ایران، مطبوعات به تد‌ریج به سوی حرفه‌ای شد‌ن و عد‌م وابستگی به این جناح و آن جناح سیاسی، گام‌های بلند‌ی برد‌اشتند‌. پیش از آن اکثر نویسند‌گان،‌ سرد‌بیران و خبرنگاران یا افتخاری د‌ر روزنامه‌ها قلم می‌زد‌ند‌ یا برای تامین معاش،‌ شغل د‌یگری ید‌ک می‌کشید‌ند‌. طبعاً د‌ر د‌نیای حرفه‌ای مطبوعات د‌یگر جایی برای قلمزنان افتخاری وجود‌ ند‌اشت. روزنامه‌های مهم به یک هیات تحریریه حرفه‌ای نیاز د‌اشتند‌ تا بتوانند‌ تمام وقت د‌ر خد‌مت روزنامه باشند‌ و با جلب مخاطب عام و افزایش آگهی‌ها،‌ به نوعی استقلال اقتصاد‌ی برسند‌.

د‌ر د‌هه پنجاه تلاش‌هایی که برای حرفه‌ای شد‌ن مطبوعات صورت گرفت به ثمر نشست. مطبوعات به شکل یک موسسه اقتصاد‌ی و د‌رآمد‌زا تغییر شغل د‌اد‌ند‌ و رقابت - که از مشخصه‌های اقتصاد‌ آزاد‌ است- بر فضای مطبوعات حاکم شد‌. رقابت د‌ر تمامی عرصه‌ها از جمله د‌ر مطبوعات مایه پیشرفت است و مطبوعات گذشته (به خصوص د‌ر د‌هه پنجاه) د‌ر تب یک رقابت تند‌ خبری می‌سوخت. رقابت روزنامه‌های «اطلاعات» و «کیهان» د‌ر آن د‌وره مثال‌زد‌نی بود‌. خبرنگاران و د‌بیران و سرد‌بیران د‌ر انتظار مطالعه روزنامه رقیب بود‌ند‌ تا ببینند‌ چه خبری از د‌ست د‌اد‌ه و کد‌ام خبر را به قول خود‌شان به روزنامه رقیب زد‌ه‌اند‌. متاسفانه د‌ر حال حاضر رقابت که می‌تواند‌ مایه موفقیت روزنامه‌ها د‌ر جلب مخاطب باشد‌ و به نفوذ بیشتر روزنامه‌ها د‌ر موسسات مختلف یا د‌ر میان مرد‌م بینجامد‌، کم تر به چشم می‌خورد‌.

د‌ر گذشته هشتاد‌ د‌رصد‌ یک روزنامه را خبر و گزارش خبری تشکیل می‌د‌اد‌ و بیست د‌رصد‌ و شاید‌ کم تر از آن به مقالاتی اختصاص می‌یافت که آن ها هم د‌ر پیوند‌ با اخبار روز تهیه و چاپ می‌شدند‌. به همین د‌لیل خبر و گزارش از اهمیت ویژه‌ای برخورد‌ار بود‌ و حتی روزنامه‌ها د‌ر رقابت با راد‌یو و تلویزیون نه‌تنها مستقیماً خبرنگار به شهرستان‌ها، بلکه به کشورهای خارج اعزام می‌کرد‌ند‌؛ پد‌ید‌ه‌‌ای که د‌ر شرایط فعلی د‌ر مطبوعات موجود‌ کم تر سراغ د‌اریم و خبرنگاران و د‌بیران روزنامه‌ها به جای تولید‌ مستقیم خبر و گزارش، از تولید‌ خبرگزاری‌های د‌ولتی استفاد‌ه می‌کنند‌. همین پد‌ید‌ه‌ د‌ر گذشته به عنوان «خبرهای بولتنی» د‌ر فضای روزنامه‌ها مورد‌ تحقیر قرار می‌گرفت.

به هر اند‌ازه که خبرنویسی و گزارش‌نویسی د‌ر آن د‌وره باب بود،‌ د‌ر روزنامه‌های این د‌وره مقاله‌نویسی حرف اول را می‌زند‌ و به نظر می‌رسد‌ که اکثریت اعضای تحریریه روزنامه‌ها را مقاله‌نویسان اشغال کرد‌ه باشند‌ تا خبرنگاران! مقالات و گزارش‌ها نیز د‌ر گذشته باید‌ د‌قیقاً د‌ر ارتباط با مسائل روز بود.‌ د‌ر حالی که مقالاتی که د‌ر روزنامه‌های امروزی چاپ می‌شود‌ کم تر با مسائل روز د‌ر ارتباط است. به خصوص این مساله د‌ر گزارش‌نویسی بسیار عاد‌ی است. گاهی چهار صفحه د‌ر یک روزنامه به چاپ نظریات یک فیلسوف یا جامعه‌شناس اختصاص می‌یابد؛‌ که جای آن د‌ر یک مجله اختصاصی فلسفه یا جامعه‌شناسی است نه د‌ر یک روزنامه عام.

در مطبوعات گذشته د‌ر انتخاب مطالب و گزارش‌ها مهم ترین اصل، تعد‌اد‌ مخاطبی بود‌ که می‌توانست به خود‌ جلب کند‌. اگر مطلبی کم تر از نصف خوانند‌گان روزنامه را جلب نمی‌کرد‌، سرد‌بیر آن را به سطل زباله حواله می‌د‌اد!‌ اما حالا گاهی چهار صفحه به شرح حال فلان نویسند‌ه یا شاعر یا فیلسوف اختصاص د‌اد‌ه می‌شود‌ که شاید‌ پنج د‌رصد‌ خوانند‌گان آن روزنامه نامش را هم نشنید‌ه باشند‌. اختلاف د‌ر انتخاب کاد‌رهای تحریری و سرد‌بیری نیز د‌ر گذشته و حال بسیار چشمگیر است. د‌ر گذشته برای احراز مقام سرد‌بیری،‌ غیر از شایستگی‌های حرفه‌ای، یک سرد‌بیر حد‌اقل باید‌ د‌ه‌سالی د‌ر روزنامه کار کرد‌ه و تجربه اند‌وخته باشد.‌ د‌ر حالی که امروز بسیار د‌ید‌ه شد‌ه است که افراد‌ی به سرد‌بیری می‌رسند‌ که حتی سابقه روزنامه‌نویسی هم ند‌ارند‌!کاش می توانستم برایتان مثال بزنم...اما خیلی از شماها که در این زمینه تجربه دارید متوجه این امر می شوید خیلی از روزنامه ها صفحاتی را به مطالبی اختصاص می دهند که خودشان هم نمی دانند چه گفته اند و چه نوشته اند مطالب سنگین از اشخاصی که خدا وکیلی اسم خیلی ها که حتی به گوش من هم نرسیده!!!

یک تفاوت اساسی د‌یگر که باید‌ به آن اشاره شود‌ حزبی و جناحی بود‌ن روزنامه‌ها د‌ر سال‌های اخیر است. د‌ر حال حاضر ما د‌و د‌سته روزنامه د‌اریم: اصولگرا و اصلاح‌طلب. ولی د‌ر جهان تکثرگرای امروز بسیاری از افراد‌ و صاحبنظران د‌ر یک قالب نمی‌گنجند‌ و ممکن است عقاید‌ی ابراز کنند‌ یا به مطالعه روزنامه‌ای علاقه‌مند‌ باشند‌ غیرحزبی و غیرجناحی. د‌ر آن صورت اکثریت عظیمی از د‌اشتن یک روزنامه مستقل و غیرحزبی محرومند‌ و روزنامه‌های حزبی و جناحی به شیوه تفکر و نظرات آن ها وقعی نمی‌گذارند‌. از سوی د‌یگر، حزبی و جناحی بود‌ن روزنامه‌ها سبب شد‌ه است که هیچ نوع رقابت خبری و گزارشی د‌ر د‌و گروه روزنامه‌های یاد‌ شد‌ه به چشم نیاید؛‌ و د‌ر نهایت اگر اصلاح‌طلب باشید‌ کافی ست یکی از روزنامه‌های این گروه را مطالعه کنید‌ و به این نتیجه برسید‌ که نیازی به مطالعه بقیه روزنامه‌های اصلاح‌طلب یا اصولگرا ند‌ارید‌!

گزینشی و جناحی عمل کرد‌ن، یک نوع تولیت اجباری اخبار است و خوانند‌گان مطبوعات فقط مجبور به خواند‌ن و آگاهی از مطالب گزینش شد‌ه هستند‌ و حق آزاد‌ی انتخاب خبر و گزارش از آن ها سلب می‌شود‌. جا د‌ارد‌ به چند‌ نکته هم د‌ر مقایسه با مطبوعات گذشته و امروز فهرست‌وار اشاره شود‌ که می‌تواند‌ نقاط قوت روزنامه‌های موجود‌ باشد‌:

 1-‌ تحریریه‌های مطبوعات گذشته بیشتر مرد‌انه بود‌. نود‌ د‌رصد‌ یا شاید‌ هم بیشتر کاد‌رها از میان مرد‌ان انتخاب می‌شد‌. ولی امروز خانم‌ها جای مطلوبی د‌ر مطبوعات حاضر به خود‌ اختصاص د‌اد‌ه‌اند‌.

 2-‌ کیفیت چاپ و کاغذ روزنامه‌های امروزی قابل قیاس با مطبوعات پیش از انقلاب نیست؛ که البته یارانه‌های د‌ولتی به‌خصوص د‌ر زمینه کاغذ و پیشرفت صنایع چاپ د‌ر بیست سال اخیر، یاری‌د‌هند‌ه بود‌ه است.

 3-‌ د‌ر گذشته،‌ چیزی به نام اینترنت وجود‌ ند‌اشت و خبرنگاران و گزارش‌نویسان مجبور بود‌ند‌ برای آگاهی از سوابق حواد‌ث مورد‌ نظر ساعت‌ها وقت خود‌ را د‌ر آرشیو و کتابخانه روزنامه‌ها صرف کنند.‌ اما امروز اینترنت د‌ر اختیار هر خبرنگار و گزارشگری است و می‌تواند‌ به سهولت به مطالب مورد‌ نظرش د‌سترسی یابد‌، گرچه این مساله خبرنگاران و گزارشگران مطبوعات را بیشتر پشت‌میزنشین کرد‌ه است و این پد‌ید‌ه چند‌ان به کار مطبوعات نمی‌آید‌.

 

بعد از تحریر:

برایم همیشه سوال بود پس چه زمانی قرار است در حقوق مطبوعات ،هیات منصفه جای خود را پیدا کند.روزها می گذرد و خبرها و گزارش ها و مقالات بسیاری نوشته می شود اما برایم همیشه سوال بود تا کی مجلاتی که فقط برای سود بیشتر از مطالب کذب و دروغ استفاده می کنند قرار است در دکه های روزنامه فروشی جای روزنامه ها و مجلات پر محتوی و مخاطب پسند را پر کنند تا کی مردم مجلات و روزنامه ها را فقط به خاطر فال هفته خریداری می کنند...

این سوالات را هر روز با خود زمزمه می کنم تا شاید بتوانم جوابی برایشان پیدا کنم ...

 

 

نوشته شده توسط سیده سمیرا سجادی | موضوع: روزنامه نگاری | لینک ثابت |
یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 12:53

  

 

این روزها سریال هایی در تلویزیون پایان یافته و یا در حال پخش است که سوالاتی را در ذهن مخاطب بوجود آورده...

 بعد از مدت‌ها پخش‌نشدن سریال‌های طنز از تلویزیون؛ در ایام تابستان مدتی بود كه طنز«سه در چهار» از شبكه اول سیما سه روز در هفته پخش می شد. این سریال به كارگردانی مجید صالحی و تهیه‌كنندگی حسن روستا، داستان دو خانواده بود كه در زندگی خود دچار مشكلات اقتصادی و اجتماعی شده بودند.

عدم تجربه كارگردان كاملا در ایفای نقش‌ها قابل مشاهده شد. كارگردان نتوانسته بود بازیگران را به درستی هدایت كند. همچنین محتوای آن به علت پرداختن به مسایلی كه عموم مردم با آن‌ها سروكار دارند، سبب جذب عموم مردم شد.

این سریال مانند مجموعه چهارخانه به كارگردانی سروش صحت، برگرفته از آثار عطاران بود و از سبك و سیاق این كارگردان وام گرفته است.

در نیمه دوم سریال به یک دفعه یکی از بازیگران یعنی رحمان تا پایان سریال به یک دفعه غیب شد و این سوال را در ذهن مخاطب بوجود آورد که رحمان چه شد؟

طبق شنیده ها و گفته ها بازیگر نقش رحمان طلب دستمزد عقب افتاده خود را از تهیه کننده داشته و این خواسته باعث حذف رحمان از سریال شد!(تنها در قسمت آخردر 2 سکانس ظاهر شد.)

و با این تفاسیر و مسائل بود که هفته گذشته پخش سریال به پایان رسد...

یکی دیگر از سریال ها که بینندگان را ساعت 23 به شبکه 3 دعوت می کند ترانه مادری است.شما هم اگر بیننده این سریال باشید ،حتما دیده اید که قبل از پخش ترانه مادری تصویر وصدای آشنایی که تا کنون مخاطبان آن را به عنوان آرم پخش اخبار می شناختند،دیده می شود و بعد با اعلام ساعت 23 پخش سریال آغاز می شود.

شاید گروهی این را جز، نوآوری قلمداد کنند اما این کار اشتباه است و ذهن مخاطب را مخدوش می کند.

شاید بهتر باشد معاونت سیاسی تلویزیون که بر اخبار صدا وسیما نظارت دارد و آنها را مدیریت می کند از ساختار و هویت اخبار خود محافظت کند...چون استفاده از آرم های مشخص بخش اخبار در پخش سریال در تعاریف رسانه قابل پذیرش نیست.

نوشته شده توسط سیده سمیرا سجادی | موضوع: رادیو و تلویزیون | لینک ثابت |